برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
بر در دل روز و شب منتظر یار باش
دلبر تو جاودان بر در دل حاضر است
روزن دل بر گشا حاضر و هشیار باش
نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال
لیک تو باری به نقد ساخته ی کار باش
لشکر خواب آورد بر دل و جانت شکست
شب همه شب همدم دیده ی بیدار باش
گر دل و جان تو را درّ بقا آرزوست
دم مزن و در فنا همدم عطار باش
عطار نیشابوری
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
برچسب: سربریده,
نویسنده: نگار مقدم
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد
کوچ تا چند ؟! مگر می شود از خویش گریخت
«بال» تنها غم ِ غربت به پرستوها داد
انکه مردم نشناسند تورا غربت نیست
غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد
عاشقی چیست ؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر ؟!
نه من از قهر تو غمگین ، نه تو از مهرم شاد
چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای
اشک ان روز که آیینه شد از چشم افتاد
فاضل نظری
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
دست دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گرنداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه زد
عاقبت آهی کشیدبغضش شکست
اول ماهست و نان درسفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخری..............!!!؟؟؟
برچسب: زندگیست؟,
نویسنده: نگار مقدم
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
دلتنگی و تنـهایی و انـدوه و صـبوری
این عاقبت تیره ی یک عاشق ناب است
آن مرد پر از شور و غزل ، بعد تو جان داد
این آدم کوکی ، جسدی پشت نقاب است
یا مشکل ارســال پیام ، از دل مــا بود
یا منبــع گیــرنده ی قلـب تو خراب است
زایـیــده ی دردیـم و به بار آمـده ی عشق
در مکتب ما ، عشق فقط ، حرف حساب است
یک جمله بگو دلبرکم ! ... حرف دلت چیست ؟
عاشق شده این شاعر و ... دنبال جواب است
م. نظری
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم