خرید بک لینک
نیَم خراب جام وخراب موی دلبرم امشب خمار جام شراب موی دلبرم با آنکه در دل تنگم شور جوانی است مست خراب و پیر شباب موی دلبرم هر شب به زیر سقف کبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 20:53

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دستطاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمنبا خزان هم آشتی و گلفشانی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 20:53

ديشب به ياد روي تو تنها گريستمتنهاي بي اميد چه شبها گريستماز چنگ غم بخلوت انديشه هاي عشقبردم پناه و بي تو در آنجا گريستمسر مي كشد چوشعله تمناي او ز دلزين جانگذاز درد تمنا گريستمپنهان نمي شود چكنم؟ ماجادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 20:53

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

بر در دل روز و شب منتظر یار باش

دلبر تو جاودان بر در دل حاضر است

روزن دل بر گشا حاضر و هشیار باش

نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال

لیک تو باری به نقد ساخته ی کار باش

لشکر خواب آورد بر دل و جانت شکست

شب همه شب همدم دیده ی بیدار باش

گر دل و جان تو را درّ بقا آرزوست

دم مزن و در فنا همدم عطار باش

عطار نیشابوری

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:39

نیَم خراب جام وخراب موی دلبرم امشب خمار جام شراب موی دلبرم با آنکه در دل تنگم شور جوانی است مست خراب و پیر شباب موی دلبرم هر شب به زیر سقف کبود پُر از خیال طفلی به انتظار شهاب موی دلبرم درکوره راه عشق و کویری پر التهاب سرگشته ای زِنور سراب موی دلبرم مو راخضاب کرده به رنگ ساغر شراب شوریده ای زِ ِرنگ خضاب موی دلبرم آغوش گیسوان سیاهش چو مَهد من شرمنده ای زلطف وصواب موی دلبرم هر جا که رفته منبر او در پای منبرش علّامه ای از علم خطاب موی دلبرم دلگیرم اینچنین به کناری معتکف شدم سرگرم خاطرات کتاب موی دلبرم صدبار گر بمیرم امید زندگی دارم من خِضر جاودانی از آب موی دلبرم میبینی اَر که بر این در،در میزنم زیاد من سائل و گدای جواب موی دلبرم روز حساب اگر مرا در دوزخ افکنند خاطیّ مستحقّ عذاب موی دلبرم «فانی» همیشه گفت که تقدیرم اینچنین بوده من سربریده به پیچ و تاب موی دلبرم فانیادامه مطلب

برچسب: سربریده, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:39

درخت بود و تو بودی و باد سرگردان میان دفتر باران، مداد سرگردان تو را كشید و مرا آفتابگردانت میان حوصله گیج باد سرگردان همیشه اول هر قصه آن یكی كه نبود نه باد بود و نه تا بامداد سرگردان و آن یكی همه ی بود قصه بود و در او هزار و یك شبِ بی شهرزاد سرگردان تمام قصه همین بود راست می گفتی : تو باد بودی و من در مباد سرگردان زمین تب زده، انسان عصر یخ بندان و من میان تب و انجماد سرگردان ستاره ها همه شومند و ماه خسته من میان یك شب بی اعتماد سرگردان مرا مراد تویی گرچه بر ضریح تو هست هزار آینه ی نا مراد سرگردان نماد نام تو بود و نماد ناله من هزار ناله در این یك نماد سرگردان ................................................ درختِ كوچكِ تنها، به باد عاشق بود و باد بی سر و سامان و باد سرگردان تمام قصه همین بود، راست می گفتی ! تو باد بودی و من در مباد سرگردان... دکتر بهرامیانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:39

ناگزیر از سفرم ، بی سر و سامان چون «باد»

به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد

کوچ تا چند ؟! مگر می شود از خویش گریخت

«بال» تنها غم ِ غربت به پرستوها داد

انکه مردم نشناسند تورا غربت نیست

غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد

عاشقی چیست ؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر ؟!

نه من از قهر تو غمگین ، نه تو از مهرم شاد

چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای

اشک ان روز که آیینه شد از چشم افتاد

فاضل نظری

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:39

همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دستطاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمنبا خزان هم آشتی و گلفشانی میکند ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوزچشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند نای ما خاموش ولی این زهرهی شیطان هنوزبا همان شور و نوا دارد شبانی میکند گر زمین دود هوا گردد همانا آسمانبا همین نخوت که دارد آسمانی میکند سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوزدر درونم زنده است و زندگانی میکند با همه نسیان تو گویی کز پی آزار منخاطرم با خاطرات خود تبانی میکند بیثمر هر ساله در فکر بهارانم ولیچون بهاران میرسد با من خزانی میکند طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختندآنچه گردون میکند با ما نهانی میکند میرسد قرنی به پایان و سپهر بایگاندفتر دوران ما هم بایگانی میکند شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنیدور نه قاضی در قضا نامهربانی میکند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:39

دست دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گرنداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه زد
عاقبت آهی کشیدبغضش شکست
اول ماهست و نان درسفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخری..............!!!؟؟؟

برچسب: زندگیست؟, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:39

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و مکان را ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را چو نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را چو مرا گرگ شبان شد چه کشم ناز شبان را چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان را به سلاح احد تو ره ما را بزدی تو همه رختم ستدی تو چه دهم باج ستان را ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن هم از این خوب طلب کن فرج و امن و امان را بطلب امن و امان را بگزین گوشه گران را بشنو راه دهان را مگشا راه دهان را مولاناادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:39

مانند غـریـقی کــه پر از وحـشت آب است ،
می گردم و دستم پی یک تکه طناب است

دلتنگی و تنـهایی و انـدوه و صـبوری
این عاقبت تیره ی یک عاشق ناب است

آن مرد پر از شور و غزل ، بعد تو جان داد
این آدم کوکی ، جسدی پشت نقاب است

یا مشکل ارســال پیام ، از دل مــا بود
یا منبــع گیــرنده ی قلـب تو خراب است

زایـیــده ی دردیـم و به بار آمـده ی عشق
در مکتب ما ، عشق فقط ، حرف حساب است

یک جمله بگو دلبرکم ! ... حرف دلت چیست ؟
عاشق شده این شاعر و ... دنبال جواب است

م. نظری

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:39

ديشب به ياد روي تو تنها گريستمتنهاي بي اميد چه شبها گريستماز چنگ غم بخلوت انديشه هاي عشقبردم پناه و بي تو در آنجا گريستمسر مي كشد چوشعله تمناي او ز دلزين جانگذاز درد تمنا گريستمپنهان نمي شود چكنم؟ ماجراي عشق در عشق او نهاني و آشكار گريستميكروز خنده زد دلم از گرمي اميد عمري ز سرد مهری دنيا گريستمروشن نشد ز بخت سياهم چراغ عمرامروز از سياهي فردا گريستمآتش زدند بر دل من ، تا كه همچو شمعيكجا بسوختم دل و يكجا گريستمكوتاه بود عمر من و عمر گل ، دريغ (پروانه) سان به خنده گلها گريستم علیرضا میثمی "پروانه"ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:39

من به خود میگویم:«چه کسی باور کردجنگل جان مراآتش عشق تو خاکستر کرد؟» با من اکنون چه نشستنها، خاموشیها،با تو اکنون چه فراموشیهاست. چه کسی میخواهدمن و تو «ما» نشویمخانهاش ویران باد! من اگر «ما» نشوم، تنهایمتو اگر «ما» نشوی،ـ خویشتنی از کجا که من و توشور یکپارچگی را در شرقباز برپا نکنیم از کجا که من و تومُشتِ رسوایان را وا نکنیم. من اگر برخیزمتو اگر برخیزیهمه برمیخیزند من اگر بنشینمتو اگر بنشینیچه کسی برخیزد؟چه کسی با دشمن بستیزد؟چه کسیپنجه در پنجۀ هر دشمنِ دون ـ آویزد حمید مصدقبرچسبها: آبی خاکستری سیاه, حمید مصدقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:39

نفَسَت میوزد و بوی بهار در گل پیرهنت پنهان است در زمستان تن من، تن تو برف در چلّهی تابستان است لطف فروردین در آمدنت، سال نو لحظهی خندیدن ِتوست ساعت از این هیجان در آتش، عقربه عقرب ِسرگردان است عشق تو ریشه دوانده در من، مثل یک بوتهی گُل در دل خاک تن ِمن اما در آغوشت، خاکِ خشکی است که در گلدان است رقصِ موهات بر آن صورت ِماه، ابر و بادی است وَرای تذهیب خطّ ابروی تو در نستعلیق مایهی حیرت خطادامه مطلب

برچسب: مقصد,ترکستان, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:29

عابری می زده و دل زده از تزویرم......مستی و راستی از اهل قلم دلگیرم..... شهرمن شهرهی شاعرکشی وشحنه گریست..... به دلیلی که نمیدانمش اینجا گیرم..... چه کسی دیده غم واقعیام را در شعر..... من که مشهور غزلهای پر از تصویرم..... شعر درد است و این درد به غایت دلچسب..... اعتیادیست که ناجور به او زنجیرم...... نفسم شعر و تنم شعر و روانم شعر است..... من اگر شعر نباشد بخدا میمیرم..... مثل این کودکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار مقدم تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:29

صفحه بندی