من سربریده به پیچ و تاب موی دلبرم - تاریخ: 1397/9/6 ساعت: 20:53
نیَم خراب جام وخراب موی دلبرم امشب خمار جام شراب موی دلبرم با آنکه در دل تنگم شور جوانی است مست خراب و پیر شباب موی دلبرم هر شب به زیر سقف کب
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میu200eکند - تاریخ: 1397/9/6 ساعت: 20:53
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میu200eکند بلبل شوقم هوای نغمهu200eخوانی میu200eکند همتم تا میu200eرود ساز غزل گیرد به دستطاقتم اظهار عجز و ناتوانی میu200eکند بلبلی در سینه میu200eنالد هنوزم کاین چمنبا خزان هم آشتی و گلu200eفشانی
ديشب به ياد روي تو تنها گريستم - تاریخ: 1397/9/6 ساعت: 20:53
ديشب به ياد روي تو تنها گريستمتنهاي بي اميد چه شبها گريستماز چنگ غم بخلوت انديشه هاي عشقبردم پناه و بي تو در آنجا گريستمسر مي كشد چوشعله تمناي او ز دلزين جانگذاز درد تمنا گريستمپنهان نمي شود چكنم؟ ماج
ای دل اگر عاشقی - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 0:39
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باشبر در دل روز و شب منتظر یار باشدلبر تو جاودان بر در دل حاضر استروزن دل بر گشا حاضر و هشیار باشنیست کس آگه که یار کی بنماید جماللیک تو باری به نقد ساخته ی کار باشلشکر خواب آورد بر دل و جانت شکستشب همه شب همدم دیده ی بیدار باشگر دل و جان تو را درّ بقا آرزوستدم مزن و در ف...
من سربریده به پیچ و تاب موی دلبرم - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 0:39
نیَم خراب جام وخراب موی دلبرم امشب خمار جام شراب موی دلبرم با آنکه در دل تنگم شور جوانی است مست خراب و پیر شباب موی دلبرم هر شب به زیر سقف کبود پُر از خیال طفلی به انتظار شهاب موی دلبرم درکوره راه عشق و کویری پر التهاب سرگشته ای زِنور سراب موی دلبرم مو راخضاب کرده به رنگ ساغر شراب شوریده ای زِ ِرنگ ...
دفتر باران - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 0:39
درخت بود و تو بودی و باد سرگردان میان دفتر باران، مداد سرگردان تو را كشید و مرا آفتابگردانت میان حوصله گیج باد سرگردان همیشه اول هر قصه آن یكی كه نبود نه باد بود و نه تا بامداد سرگردان و آن یكی همه ی بود قصه بود و در او هزار و یك شبِ بی شهرزاد سرگردان تمام قصه همین بود راست می گفتی : تو باد بودی و م...
گرفتار رهایی - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 0:39
ناگزیر از سفرم ، بی سر و سامان چون «باد»به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزادکوچ تا چند ؟! مگر می شود از خویش گریخت«بال» تنها غم ِ غربت به پرستوها دادانکه مردم نشناسند تورا غربت نیستغربت آن است که «یاران» ببرندت از یادعاشقی چیست ؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر ؟!نه من از قهر تو غمگین ، نه تو از مهرم شادچشم...
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میu200eکند - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 0:39
همتم تا میu200eرود ساز غزل گیرد به دستطاقتم اظهار عجز و ناتوانی میu200eکند بلبلی در سینه میu200eنالد هنوزم کاین چمنبا خزان هم آشتی و گلu200eفشانی میu200eکند ما به داغ عشقبازیu200eها نشستیم و هنوزچشم پروین همچنان چشمکu200eپرانی میu200eکند نای ما خاموش ولی این زهرهu200eی شیطان هنوزبا همان شور و نوا دا...
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 0:39
دست دوم جنس عالی میخرمکاسه و ظرف سفالی میخرمگرنداری کوزه خالی میخرماشک در چشمان بابا حلقه زدعاقبت آهی کشیدبغضش شکستاول ماهست و نان درسفره نیستای خدا شکرت ولی این زندگیست؟؟بوی نان تازه هوشش برده بوداتفاقا مادرم هم روزه بودخواهرم بی روسری بیرون دویدگفت آقا سفره خالی میخری..............!!!؟؟؟
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 0:39
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و مکان را ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را چو من اندر...
یک جمله بگو دلبرکم ! ... حرف دلت چیست ؟ - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 0:39
مانند غـریـقی کــه پر از وحـشت آب است ،می گردم و دستم پی یک تکه طناب است دلتنگی و تنـهایی و انـدوه و صـبوریاین عاقبت تیره ی یک عاشق ناب است آن مرد پر از شور و غزل ، بعد تو جان داداین آدم کوکی ، جسدی پشت نقاب است یا مشکل ارســال پیام ، از دل مــا بودیا منبــع گیــرنده ی قلـب تو خراب است زایـیــده ی د...
ديشب به ياد روي تو تنها گريستم - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 0:39
ديشب به ياد روي تو تنها گريستمتنهاي بي اميد چه شبها گريستماز چنگ غم بخلوت انديشه هاي عشقبردم پناه و بي تو در آنجا گريستمسر مي كشد چوشعله تمناي او ز دلزين جانگذاز درد تمنا گريستمپنهان نمي شود چكنم؟ ماجراي عشق در عشق او نهاني و آشكار گريستميكروز خنده زد دلم از گرمي اميد عمري ز سرد مهری دنيا گريستمروشن...
قصه ما - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 0:39
من به خود میگویم:«چه کسی باور کردجنگل جان مراآتش عشق تو خاکستر کرد؟» با من اکنون چه نشستنها، خاموشیها،با تو اکنون چه فراموشیهاست. چه کسی میخواهدمن و تو «ما» نشویمخانهاش ویران باد! من اگر «ما» نشوم، تنهایمتو اگر «ما» نشوی،ـ خویشتنی از کجا که من و توشور یکپارچگی را در شرقباز برپا نکنیم از کجا که من و ...
مقصد من خود ترکستان است - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:29
نفَسَت میوزد و بوی بهار در گل پیرهنت پنهان است در زمستان تن من، تن تو برف در چلّهی تابستان است لطف فروردین در آمدنت، سال نو لحظهی خندیدن ِتوست ساعت از این هیجان در آتش، عقربه عقرب ِسرگردان است عشق تو ریشه دوانده در من، مثل یک بوتهی گُل در دل خاک تن ِمن اما در آغوشت، خاکِ خشکی است که در گلدان است رقص...
شعر درد است ... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:29
عابری می زده و دل زده از تزویرم......مستی و راستی از اهل قلم دلگیرم..... شهرمن شهرهی شاعرکشی وشحنه گریست..... به دلیلی که نمیدانمش اینجا گیرم..... چه کسی دیده غم واقعیام را در شعر..... من که مشهور غزلهای پر از تصویرم..... شعر درد است و این درد به غایت دلچسب..... اعتیادیست که ناجور به او زنجیرم.........
آتش دل - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 5:06
یک شب آتش در نیستانی فتاد..........سوخت چون عشقی که در جانی فتاد شعله تا سرگرم کار خویش شد هر نیی شمع مزار خویش شد نی به آتش گفت: کین آشوب چیست؟ مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟ گفت آتش بی سبب نفروختم دعوی بی معنی ات را سوختم زانکه می گفتی نیم با صد نمود همچنان در بند خود بودی که بود مرد را دردی اگر
ای وای دل.... - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 5:06
ای يوسف خوش نام ما،خوش می روی بربام ما ای در شکسته جام ما،ای بر دريده دام ما ای نور ما،ای سور ما ،ای دولت منصور ما جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما ای دلبر و مقصود ما ،ای قبله ومعبود ما آتش زدی در عود ما،نظاره کن در دود ما ای يار ما عيار ما، دام دل خمار ما پا وا مکش از کار ما،بستان گرو دستا
نگارا....... - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 5:06
نگارا مردگان از جان چه دانند کلاغان قدر تابستان چه دانند بر بیگانگان تا چند باشی بیا جان قدر تو ایشان چه دانند بپوشان قد خوبت را از ایشان که کوران سرو در بستان چه دانند خرامان جانب میدان خویش آ مباش آن جا خران میدان چه دانند بزن چوگان خود را بر در ما که خامان لطف آن چوگان چه دانند بهل ویرانه بر جغد